تبلیغات
-آرشیو تاریخی گفت و گوهای سلطان علی حق شناس با رسانه ها. (نسل اولی های تاپ تکواندو). - گفت و گوی اختصاصی رئیس کانون تکواندوکاران ایران با سازمان هواداران اولین نهاد مدنی ورزش ایران. (۲۴/۷/۱۳۹۱)، بخش چهارم و پایانی.
 
-آرشیو تاریخی گفت و گوهای سلطان علی حق شناس با رسانه ها. (نسل اولی های تاپ تکواندو).
تاپ تکواندو- مکتب حق شناس -حرکت به سوی نور
درباره وبلاگ


تاپ تکواندو نخستین سبک آزاد تکواندو جهان است که در مهر ماه سال 1381توسط استاد علی حق شناس در یک کنفرانس مطبوعاتی رسما موجودیت خود را اعلام کرد. ماتعدادی از نخستین گروه مربیان و داوران تاپ تکواندو و شاگردان مکتب حق شناس در این وبلاگ برخی از مصاحبه های مستند بنیان گذار اولین سبک آزاد تکواندو جهان و اولین نهاد مدنی ورزش کشور را با اخذ تاییدهای مربوطه با افتخار به علاقه مندان و هواداران سید علی حق شناس تقدیم می کنیم.

مدیر وبلاگ : گروه نسل اولی های تاپ تکواندو
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
گفت و گوی اختصاصی رئیس کانون تکواندوکاران ایران با سازمان هواداران اولین نهاد مدنی ورزش ایران. (۲۴/۷/۱۳۹۱)، بخش چهارم و پایانی.  

 

سیدعلی حق شناس:

هزینۀ توهین به کانون و تاپ‌تکواندو را بالا بردیم. 

 

رئیس اتحادیه متخصصان ورزش های رزمی 

 

فارغ از این که کانون، خود حرکتی تازه در ورزش ایران بود، آغاز به کار تاپ‌تکواندو هم اتفاق بزرگی هم در تکواندوی ایران و هم در تکواندوی جهان بود که البته تنها از دست رزمی کار جامع الشرایطی مثل شما بر می آمد، هدف اصلیتان از خلق تاپ‌تکواندو چه بود؟ آیا با توجه به مخالفت ها تصور نمی کردید انشقاق بزرگی در تکواندو به وجود آورده اید؟

من زندگی‌ام را از خردسالی تاکنون در رزمی و به ویژه تکواندو گذاشته ام، چطور می توانستم به ورزشی که عمرم را وقف آن کرده ام اجحاف کنم؟! در نوجوانی و اول جوانی برای این که، بزرگی تکواندو را به سبک های دیگر نشان بدهم چه مرارت ها که نکشیدم و چه زدو خوردهایی که نکردم. می دیدم تکواندوکاران جلوی رشته های دیگر رزمی سرشان پایین است و حرفی برای گفتن ندارند، توان زدن یک دستِ درست را ندارند، یک ضربه کوچک که به ران یا ساقشان می خورَد، ضعف می کنند. تقصیری هم نداشتند، کسی یادشان نداده بودند. چون اساتید این رشته این كاره نبودند و كار آزاد را نمی دانستند. اگر هم کسی مدعی بود فقط حرف بود. تکواندو مورد تمسخر رشته های دیگر شده بود. کجای دنیا به این روش، رزمی واقعی می گویند؟! تکواندو از نظر نوع امتیازگیری و اجرای دقیق ضربات، هوش و تاکتیک منحصر به فرد و بالایی می خواهد. به خصوص پیش از قوانین جدید که تمامی ضربات یک پوئن داشت؛ ولی مگر مبارزه در رشته های رینگی و آزاد که تنوع فنون به مراتب بیشتر از تکواندو است، هوش و تکنیک بالا نمی خواهد؟ رزمی واقعی یعنی این که تا جان در بدنت است آزادانه و البته با قانون بجنگی. همین الان در تکواندو تکان می‌خوری اخطار می‌دهند. سال‌ها به دنبال راه اندازی سبك آزاد تكواندو در فضای بسته آن زمان بودیم. سبكی كارآمد و واقعی كه بسیار فراتر از حرف و خیال پردازی افراد باشد. سبكی كه کپی نباشد و حرف تازه‌ای در هنرهای رزمی داشته باشد، انسجام فنی و انضباط تشکیلاتی داشته باشد. این بود كه كوبیدیم تا بالاخره بستر را آماده كردیم. اتفاقاً زمانی که شرایط در حال فراهم شدن بود، تکواندوکاران گروه گروه جذب سبک های آزاد می‌شدند و آمار تکواندو به سرعت رو به کاهش بود و بیش از هر زمان به سبک آزاد واقعی که اصول و قانون و سازمان داشته باشد، نیاز داشت. این شد که تمام بچه های تكواندو كه جذب سبك های آزاد می‌شدند، آمدند در تاپ‌تكواندو و به سبكشان افتخار هم می كنند و سربلند شده‌اند. در اولین دوره قهرمانی کشور، شاگردان تکواندوکارم که سه ماه بود تاپ [تاپ‌تکواندو] کار می‌کردند، ۹۰ درصد طلاها را از بچه های آزادکار دیگر گرفتند. تمام داورانمان بچه هایی‌اند که در تکواندو ساخته‌ایم و بعد قوانین داوری تاپ‌تکواندو را به آن ها آموخته‌ایم؛ آن ها بهترین داوری‌ها را در رقابت‌هایی که فایترهای رشته های مختلف رزمی شرکت داشتند، انجام داده‌اند. درکل باید بگویم به رغم تفاوت های اساسی با تکواندو، تاپ‌تکواندو را با حفظ اصالت های تکواندو بستم و به جامعه رزمی تحویل دادم. حتا با این که می توانستم و می توانم اسامی را ایرانی کنم، اسامی تکواندو را در آن حفظ کردم، چون از هر جهت قلبم با تکواندو است.

شنیده ایم برای تاپ‌تکواندو فرم هایی را تعبییه کرده‌اید.

سال 84 چند ماه وقت گذاشتم و فرم هایی را مطابق با شاکلۀ این هنررزمی که یادگیری آن نیز آسان است، ابداع کردم. اما به دلایلی تاکنون کنار گذاشته ام و در کتابخانه ام خاک می خورد تا انشاالله زمان آن فرا برسد.

زمانی که تاپ‌تکواندو را اعلام کردید، مخالفان حملات را بیشتر کردند. حتا در صدا و سیما هم دامنه حضورشان بیشتر شد، به طور دقیق چه می گفتند؟

از تاپ‌تکواندو یک غول ساخته بودند و می‌گفتند سبکی مرگ‌بار و خشن است و باید ممنوع شود و ... ولی هدفشان چیز دیگری بود. به فاصله کوتاهی برنامه ریزی شده و یکطرفه در شبکه های مختلف می آمدند. در مرداد 82 در حال برگزاری دومین دوره رقابت های تکواندو قهرمانی کشور که هنوز هم رکورددار تعداد شرکت کننده در تاریخ تکواندو ایران است بودیم که همان وقت آقایان با سرمربی و دو بازیکن وقت ملی و یک خارجی در شبکه خبر علیه ما میتینگ داشتند. جالب است، معاند اصلی ما با مظلوم نمایی و حالتی گریان می‌گفت: «ما مظلوم واقع شدیم و سیاسیون آمده‌اند تکواندو را در دست گرفته‌اند!... مسئولین، کمک کنید!... تکواندوکاران، با این ها کار نکنید...»! آن بازیکنی که پهلوان‌تر از آقا تختی است! با اشاره غیرمستقیم به من، می‌گفت: «درب تیم ملی به روی همه باز است و بیایند انتخابی بزنند و عضو شوند...»! آن بچه که شب ها در درکه قلیان می کشید، می‌گفت: «یک نفر آمده و جماعتی جمع كرده و یک ساله، سی سال زحمت فدراسیون را زیر سوأل برده... باید جلویش گرفته شود...»! آن سرمربی، مدبرتر ولی در همان جهت  حرف می‌زد.

 [باخنده] جالب است نفر اصلی با برشمردن کارهای ما مثل برگزاری مسابقات و دوره های فنی و ... که انگار از جرائم خطرناک است می‌گفت: «و از همه مهم‌تر استفاده مكرر از واژه مجعول "اولین فدراسیون غیر انتفاعی ورزش ایران" كه به كرات در روزنامه ها استفاده می شود در زمره کارهای اینان است...»! من هم بلافاصله در بازتاب آن رویداد گفتم در نشریات بزنند: " تکواندوی ایران در سیطرۀ اولین فدراسیون غیرانتفاعی ورزش کشور" . خاطرم است زمانی که بعد از برگزاری آن رقابت های سنگین، نیمه شب به کانون آمدیم و فیلمش را دیدیم، بچه ها خیلی پَکر شده بودند و خستگی به تنشان مانده بود.

جای تعجب است. این ها كه باید استقبال می كردند. كانون تكواندوكاران كه كار تمیز و ورزشی می كرد، دست كم الان پس از سال ها ثابت شده كه كار فنی و اجرایی شما بی نقص است. واقعاً این همه هجمه برای چه بود؟

اگر این ها فنی و دلسوز واقعی بودند، این اتفاق ها نمی افتاد. چون دلشان فقط برای منافع شخصی می تپید، مثل همین حالا كه به خاطر منافعشان با آبروی كشور در المپیك لندن بازی كردند. این جماعت را من بهتر از هركسی می شناسم. نمی دانید كه حاضرند برای منافعشان تا كجاها بروند و چه كارها كه نكنند. ما به دلیل این که كار می كردیم و موفق بودیم حمله می كردند، به آدم موفق همیشه حمله می شود. چون منافعشان به خطر افتاده بود. یك مشت آدم حقیر و ترسو كه از تكواندو به همه چیز دنیوی رسیده اند و رهایش نمی كنند. یك سال پیش از المپیك آتن در مصاحبه هایشان می گفتند: اگر ببازیم و نتیجه نگیریم تقصیر كانون است! بعد سر رقابت با كانون و این كه بدجور با فعالیت درستمان، دستشان را رو كرده بودیم، با تمام قوا تلاش می کردند تا مقام بیاورند و ما هم از این جریان خرسند بودیم. چون تاثیر خود را گذاشته بودیم. یك روز به مدیركل وقت سیاسی وزارت كشور كه حسابی با جلسات پی درپی تربیت بدنی خام شده بود، گفتم:  این اسناد فعالیت های ما با دست خالی، چون كار می كنیم و موفقیم حمله می كنند. اگر موفق نبودیم باز هم هر روز این جا بودند؟!

یکی از مصاحبه هایتان در سال 83  است که با اشاره به برخورد قضایی با طرف مقابل گفته بودید: «ما شیعه علی (ع) هستیم و ترسی از کسی نداریم و اگر مجبور شویم باز هم برخورد می‌کنیم». این که شما از سن خیلی پایین شاید کمتر از سن ما کار مدیریتی را شروع کردید یک طرف و این که در آن سطح با صاحبان قدرت پنجه در پنجه افکندید خود موضوع جالب تری است، ببخشید راحت بگویم، آیا نمی ترسیدید؟!

زمانی شما باید بترسید که کار خلافی انجام داده و یا به حقوق کسی تعرض کرده‌اید. من اگر در هر موضوعی اشتباه کرده باشم آن قدر مردش هستم که دستانم را بالا ببرم و عذرخواهی کنم و حلالیت بخواهم. من در زندگی‌ام فقط از بالایی ترسیده‌ام، چون اگر خطا بروی بد تنبیهت می کند. همیشه هم از او خواسته‌ام من را در مسیر درست قرار بدهد، چون تحمل عقوبتش را ندارم. حال بگویید زمانی كه من کار خلافی انجام نداده‌ام، چرا باید از کسی بترسم؟! بعضی فکر می کردند چون ظاهرشان یک جوری است و چهار نفر به آن ها حاجی می‌گویند، باید از آنان حساب می‌بردم. من اگر می‌خواستم به این جور افراد باج بدهم، وضعم بهتر از این بود. برای خودم اصولی دارم وهیچ زمان آدم معامله گری نبودم و نیستم. هیچ وقت هم از کسی چیزی نخواستم، مگر این که کار بزرگی برایش کرده باشم. من در یک خانواده اصیل و زحمتکش بزرگ شده‌ام و نان حلال خورده‌ام. از بچگی روی پای خودم بودم و نان بازویم را خورده‌ام. کسی که نان بازویش را بخورد به امثال این حاجی ماجی‌ها باج نمی دهد؛ حق کسی را هم نمی خورد و نمی گذارد کسی حقش را بخورد. هر زمان که تشخیص بدهم پای حق وسط است، با بزرگ‌تر از این ها هم طرف می شوم. همان زمان رفتم دادسرای مربوطه تا از رئیس وقت سازمان تربیت بدنی كه خیلی خودش را بت کرده بود و ضربات ریشه ای به نهادهای مدنی می زد شکایت کنم، ولی رئیس دادسرا که ترسیده بود زیر بار نرفت.

برخی می‌گفتند، بهتر بود شما از کسی شکایت نمی‌کردید چون به هر حال دعوا در خانواده‌ی تکواندو بود.

ما هم نمی‌خواستیم کار به آن جا کشیده شود. در ضمن ما که نرفتیم در خیابان یقه این آدم های به اصطلاح هم خانواده را بگیریم و کتک‌کاری کنیم كه چرا این اعمال شنیع را در خانواده انجام می‌دهید؟ رفتیم برای دفاع از مؤسسه و اعضای مورد ظلممان، از راه قانونی‌اش وارد شدیم که البته هنوز هم این پرونده از نظر ما بسته نشده است.

شما که خوب مطالعه کردید و اطلاعات کافی دارید، بروید روزنامه های آن زمان را ببینید، چند بار گفتم: «آقا جان دست از این رویه بردارید، به مراجع قضایی شكایت می كنیم، تا الان هم به خاطر حفظ مصالح تکواندو سكوت كرده ایم». اما تصور کردند که ما بلوف می‌زنیم و نمی دانستند تا چه حد عمل‌گرا هستیم. فکر کنید، شما چند سال دنبال ثبت قانونی تشکلتان باشید تا کارتان اصولی و با حساب باشد، فرضاً اتفاقات گذشته هم حلالشان، به چه جرأتی به یک نهاد قانونی تازیدند، افترا زدند و توهین کردند و قانون اساسی کشور را نقض کردند و به کار قبیحشان هم اصرار کردند؟! به همان جرأت با ایشان برخورد قانونی کردیم. نشان دادیم که صبرمان اندازه دارد و هزینۀ توهین و کارشکنی علیه نهادهای مدنی به ویژه کانون تكواندوكاران و تاپ‌تکواندو خیلی بالاست و آن را بالاتر هم بردیم. این تقدیر بود. تا تمام انحصارگران و متخصص‌نماها در ورزش که میز به آنان عزت می دهد و بدون میزشان هیچ هستند، حساب کار دستشان بیاید و قدرت متخصصان و مردم را ببینند و به آنان احترام بگذارند.

در بازنگری مسیر حركت نهادهای تحت مدیریت شما مثل كانون، تاپ‌تكواندو، اتحادیه متخصصان و... در این چند سال فراز و فرودهایی می بینیم. به طور مثال در یك زمانی فعالیت كانون شتاب كمتری به خود گرفت و بار بیشتر بر دوش اتحادیه بود، یا برعكس؛ یا همگی مدتی در سكوت بودند؛ اما درست زمانی كه تصورها بر حاشیه رانده شدن و حتا زمین خوردن آن ها بوده است، به یك‌باره هركدام از آنان با توان بیش از گذشته ظاهر شده اند و مخالفان را غافل‌گیر كرده اند. آیا این نوع غافل‌گیری، تاكتیك مدیریتی شما در اداره تشکل هایتان است؟

تأسیس كردن یك مؤسسه، خود یك كار است و حفظ و پایداری آن كاری دیگر. زمانی كه كسانی هستند كه نمی خواهند شما باشید، برای  تداوم  و ماندگاری تشكیلاتتان باید تدابیری بیاندیشید. چون كار ما یك كار جدید بود و برخوردها پیش از آن در كشور تجربه نشده بود، به مرور و به فراخور موقعیت‌ها با روش‌هایی كه پیدا كردیم، نظم سازمانیمان را حفظ كرده و راه را ادامه دادیم. برای ماندگار شدن یك نهاد مدنی سال ها زمان لازم است و مراحل مختلفی باید طی شود، خوشبختانه نهادهای ما الان به ماندگاری رسیده‌اند.

خیلی پیچیده و سربسته گفتید، می شود مسأله را كمی باز كنید.

اگر عمری بود و قسمت شد در جلسات بعدی بیشتر راجع به آن صحبت می كنیم.

استاد حق شناس، بسیار از وقتی که در اختیار ما قرار دادید و صمیمانه ما را پذیرفتید، متشکریم.

من هم از شما و تمامی دوستان سپاس‌گزارم.

 

مصاحبه كننده: سید ابراهیم پیرایش

تهیه و تنظیم از سازمان هوادارن اولین نهاد مدنی ورزش كشور.

 

مصاحبه كننده: سید ابراهیم پیرایش

تهیه و تنظیم از سازمان هوادارن اولین نهاد مدنی ورزش كشور.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 11 مرداد 1396 03:55 ب.ظ
Hi there! I just wanted to ask if you ever have any trouble with hackers?
My last blog (wordpress) was hacked and I ended up losing several weeks of hard work due to no data backup.
Do you have any solutions to stop hackers?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر