تبلیغات
-آرشیو تاریخی گفت و گوهای سلطان علی حق شناس با رسانه ها. (نسل اولی های تاپ تکواندو). - سید علی حق شناس: کانون تکواندوکاران و تاپ تکواندو فرزندانم هستند.
 
-آرشیو تاریخی گفت و گوهای سلطان علی حق شناس با رسانه ها. (نسل اولی های تاپ تکواندو).
تاپ تکواندو- مکتب حق شناس -حرکت به سوی نور
درباره وبلاگ


تاپ تکواندو نخستین سبک آزاد تکواندو جهان است که در مهر ماه سال 1381توسط استاد علی حق شناس در یک کنفرانس مطبوعاتی رسما موجودیت خود را اعلام کرد. ماتعدادی از نخستین گروه مربیان و داوران تاپ تکواندو و شاگردان مکتب حق شناس در این وبلاگ برخی از مصاحبه های مستند بنیان گذار اولین سبک آزاد تکواندو جهان و اولین نهاد مدنی ورزش کشور را با اخذ تاییدهای مربوطه با افتخار به علاقه مندان و هواداران سید علی حق شناس تقدیم می کنیم.

مدیر وبلاگ : گروه نسل اولی های تاپ تکواندو
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سید علی حق شناس:

كانون تكواندوكاران و تاپ تكواندو فرزندانم هستند.

 

گفت و گوی اختصاصی سید علی حق شناس با پایگاه اینترنتی کانون تکواندوکاران ( بخش دوم) [به مناسبت دهمین سالگرد تاسیس كانون تكواندوكاران و نهمین سالگرد تاسیس تاپ تكواندو]. (11/7/1389)



شما در سال های ۷۴ و ۷۵ مربی تیم های ارتش بودید؟ آیا نظامی بودید.

[خنده ] مشخص است كه نظامی بودم .

نه منظورم این است که عضو کادر بودید یا وظیفه بودید؟

من سال ۷۳ عازم خدمت مقدس سربازی شدم.آن زمان قهرمانان در تیم های فتح و دیگر تیم های سپاهی بودند. من  مثل یک آدم عادی رفتم و تقسیم شدم .

چه طور شد مسئولیت تیم ارتش را بر عهده گرفتید.

بعد از شش ماه آموزشی و گرفتن درجه گروهبانی، یک روز حفاظت اطلاعات پادگان من را خواست. رفتم دیدم از طرف فرمانده ارتش برایم امریه آمده است.. افسر حفاظت به من گفت تو مگر چه کاره ای که فرمانده كل ارتش برایت امریه فرستاده و چند تا تیمسار دنبال کارت هستند. از قضا خودش دان دو شوتوکان بود. بعد ازاین که جریان من را متوجه شد، کمک کرد تا انتقالم سریع انجام شود. من به عنوان مدرس رزمی به آموزشگاه نظامی نزاجا منتقل شدم و بعد تیم های نیروی زمینی  و ارتش را دست گرفتم.

می گویند شما خیلی به سربازان و کادر تیم سخت می گرفتید.

همه تکواندوکار بودیم. با همه رفیق بودم.در اولین جلسه پیش از همكاری ام ، خیلی ها از جمله بچه های تیم شاهد بودند که من نمی خواستم آن  مسئولیت را قبول کنم . در آموزشگاه نظامی و دانشگاه افسری راحت بودم. اما خیلی پافشاری کردند. من اگر مسئولیتی را بپذیرم در آن جدی عمل می کنم.

البته نتیجه هم گرفتید.

آن سال ها تیم های ارتشی زنگ تفریح بودند.دوره قبل، یکی بالای سر تیم بود که فقط برای دیگران حاضری میزد و خداحافظ. .تیم نیروی زمینی در دسته دوم تهران نهم شده بود. خلاصه امتیاز دسته یک را خریدیم. تمام مرخصی ها، ۴ ماه به جز موارد ضروری لغو شد و هر روز  صبح و بعد از ظهر تمرین می کردیم. سال ۷۵ علیرغم این که یک تیم سرباز بودیم که تربیت بدنی ارتش و نزاجا حتی یک ریال هم برایش هزینه نکرده بود در مسابقات لیگ سوم شدیم و در نیرو های  مسلح نایب قهرمان شدیم. برخی از بچه های آن زمان راکه تصادفی می بینم و الان مربیان به نامی هستند ،می گویندما تازه با تمرینات آن سال ها فهمیدیم تکواندو چیست.

در سایت شخصی شما این طور نقل شده که در سال های 71 تا 76 به اردو های تیم ملی دعوت می شدید ولی برخی عناصر مانع حضور شما بودند.

آن زمان مثل حالا نبود که رسانه ها روی تکواندو متمرکز باشند. خیلی ها تکواندو را نمی شناختند. این بود که برخی افراد هر کاری که می خواستند می کردند و کسی که رابطه بهتری داشت یا از تیم مطرحی در لیگ بازی می کرد، از بیست نمره ، فی المجلس ده نمره راداشت. این را تمام هم دوره ای های من شهادت می دهند. فلان مربی تیم ملی با فلان بازیکن که چند سفر با هم خارج رفته بودند، رابطه خوبی داشت،حتی فایتر مظلومی که چند بار بازیکن مورد نظر آقایان را می برد به راحتی حذف می شد.

یعنی بازیکنی که می برد را انتخاب نمی کردند.به همین راحتی؟!

آن قدر انتخابی می انداختند تا بازیکن ببازد. ممکن بود 4 یا 5 بار انتخابی بگذارند.

با شما هم همین برخورد را کردند.

در تیم های ملی به همین سبک عمل کردند. برخی آقایان دوست داشتند بروم و از  تیم های آنان در لیگ حاضر شوم. وقتی جوابم منفی بود.به اصطلاح لج کردند. از من خوششان نمی آمد. یادم است سال 76 که در تیم فرهنگسرای بهمن بودم  بعد از دو سه بازی یکی از مسئولین گفت تو باید الان در تیم ملی باشی... چرا تو را دعوت نمی کنند؟ جالب آن بود که آن سال یک سری معیار ها برای حضور در انتخابی تیم ملی گذاشته بودند که من همه را داشتم. به اصرار دوستان شب انتخابی رفتم فدراسیون و به یکی از آقایان گفتم؛ چرا اسم من نیست. گفت شماحائز شرایط نیستید. گفتم این مدارک من. چند تن از قدیمی ها هم بودند، نتوانست چیزی بگوید. گفت درست است صبح بیا انتخابی. صبح که رفتم روی باسکول ، گفت تو به من گفتی وزن پنجمی نه وزن ششم! ساکم را برداشتم آمدم بیرون.

در نیروهای مسلح و دانشجویان هم همین طور بود.

به رسم معمول ۴ یا ۵ بار انتخابی انداختن برای خط زدن یک آدم بی پارتی، چیز تازه ای نبود. اما در این اردوها  اتفاق بسیار جالبی شاید برای اولین بار رخ داد و آن انتخابی زدن من در چند نوبت آن هم نه با حریف هم وزن بلكه با چند حریف از چند وزن.یادم است وزن اول تیم به مزاح گفت من می روم گرم كنم، الان می گویند بیا با حق شناس انتخابی بزن.

جداً؟ آخر چه طور؟

چطورش را باید از مسئولان آن زمان پرسید. سال ۷۵ در اردوی نیرو های مسلح من ۷۲ كیلو بودم. از ۶۶ كیلو تا ۸۲ كیلو انتخابی زدم. در آخرین انتخابی با یك وزن پایین تر، با یك امتیاز بازی را واگذار كردم و بالاخره آقایان نفس راحتی كشیدند. درسال ۷۷ در تیم منتخب دانشجویان هم این اتفاق افتاد، وزن ششم بودم،از ساعت ۶ عصر تا ۲ بعد از نیمه شب از وزن چهار تا وزن هفت انتخابی زدم و همه رابردم.

بعد چه شد؟

منتظر اعلام اسامی شدیم. شروع کردند وزن های انتخاب شده را خواندن. نمی خواهم اسم ببرم ولی خیلی از مسئولین اداری و فنی شاغل در تشكیلات فعلی دولتی تكواندو  در آن جا حضور داشتند. به وزن ششم كه رسیدند، گفتند وزن ششم را اعزام نمی كنیم! من هم مطابق همیشه با همه دست دادم و آمدم بیرون.

بعد از این بود كه دست به تأسیس كانون زدید؟

به فكر چاره افتاده بودم.اوایل سال ۷۸ بود كه تصمیم گرفتم با هزینه شخصی تیمی را به تورنمنت معتبر برون مرزی اعزام كنم . این بود كه با بچه های تیم (بهنام) و همكاری تربیت بدنی یكی از نهاد های نظامی تیمی را با هزینه شخصی آماده اعزام به هلند كردیم. اما فدراسیون تكواندو با حمایت سازمان وقت تربیت بدنی و با پی گیری مستمر مانع از حضور ما در این تورنمنت شدند.

چه طور؟

بعد از سه تا چهار ماه دوندگی بر اساس دعوت فدراسیون هلند  و با پی گیری مستمر یکی دوستانم در وزارت خارجه هلند موفق شدیم از سفارت ویزا بگیریم . اما وقتی به سالن مسابقات رفتیم. ما را راه نداند .هلندی ها گفتند  دیشب، یعنی وقتی ما در هواپیما بودیم ، فكس زده ایم كه نیایید! تیم ایران شده بود مسخره تیم های دیگر. از سال 77 به دنبال اخذ مجوز فعالیت بودم اما چون در لیگ تیم داری می كردم و نیمچه ارتباط حسنه ای با برخی آقایان داشتم، كار ها را به روال معمول اداری سپرده بودم . اما بعد از این مساله با جدیت بیشتری تاسیس انجمن صنفی كانون تكواندوكاران ایران را كه در واقع پیش از تاپ تكواندو فرزند نخستم است پی گیری كردم.

تاپ تکواندو را گفتید،از فحوای صحبت های شما این را متوجه می شوم که فکر ابداع سبک آزاد تکواندو از  سال های دهه ۶۰  است که در شما شکل گرفت.

 تکواندو پومسه فقط مختص ضربات پا، آن هم کمر به بالا است. در مسابقات تكواندو آن زمان  اصلا کسی ضربه دست نمیزد. دوتا پا میزدند و بعد همدیگر را بغل می کردند . آن قدر می ایستادند تا داور فرمان  كالیو [ جدا] می داد. خوب این طور مبارزه كردن بین رزمی كاران باعث سرشكستگی بود . از دیدگاه رشته های دیگر انصافا تکواندو یک ورزش رزمی محدود و کنترلی مشابه کان ذن و گوجوریو بود. حق هم داشتند. بهترین تکواندو کاران جهان، همین الان هم اگر یه گِدان [ضربه مستقیم ساق پا  به ران حریف، اصطلاح کیوکوشین] بخورند تا شش ماه می خوابند. بعد از تاسیس تاپ تکواندو بود که  فدراسیون جهانی تکواندو کمی به فکر جذاب کردن این رشته  افتاد و شیاب چانگ را کوچک کرد و به ضربات دست تا اندازه ای اهمیت داد.آن سال ها اگر کسی  آزاد و رینگی کار میکرد می گفتند طرف فول کار است. چون فول کنتاکت [برخورد کامل] را رشته آزاد می دانستند. ما هم هرجا می رفتیم می گفتند این ها فول تکواندوکارند.

شنیده ایم شما می خواستید اسم دیگری را بر تاپ تكواندو بگذارید؟

نه چنین نیست. اسم خیلی مهم است ولی مهم تر ازآن محتوا، آداب و فنون یک هنر رزمی است که به آن اعتبار می بخشد.

این طور كه در مطبوعات  و سایت های آن زمان است شما تاپ تكواندو را در یك كنفرانس مطبوعاتی آن هم در اولین سالگرد تاسیس كانون مطرح كردید. آیا برنامه ریزی كرده بودند؟

مسلم است كه برنامه داشتیم. به جز یكی دونفر كسی خبر نداشت كه تاپ (تاپ تکواندو) را رسماً می خواهم عنوان كنم. كانون یك سال بود كه شروع به كار كرده بود و جا افتاده بود حالا بعد از سال ها روز موعود بود. اتفاقاً روز پیش از نشست خبری ،من برای بازدید از نمایندگی كانون به اهواز رفته بودم. صبح رفتم و شب برگشتم. در طول مسیر برگشت، هواپیما دو سه تا لرزش اساسی پیدا كرد كه همه را وحشت زده كرده بود. پیش خودم گفتم دیدی این همه برای این روز دویدی آخر هم به مقصود نرسیدی. خلاصه با كلی دعا و صلوات ساعت ۱۱ شب سالم به تهران رسیدیم و صبح نشست خبری برگزار شد.

البته شما در سخن رانیتان در دومین دوره كشوری تاپ تكواندو (1382) اظهار داشتید كه از اهداف اصلی تاسیس كانون راه اندازی قانونی تاپ تكواندو بود.

در سال های ۶۰ و ۷۰ به هیچ وجه شرایط و بستر قانونی برای تاسیس سبك آزاد تكواندو فراهم نبود. بعد از تاسیس تاپ تكواندو  هم آقایان گفته بودند كه عالی شد ، حالا بهانه ما برای به هم زدن این تشكیلات كامل گردید. مرتب در تلویزیون می آمدند و می گفتند تو رو خدا با این ها كار نكنید... هر چه می خواستند می گفتند، بعد به سبك كه می رسیدند،پر حرارت تر شروع می كردند كه بله ،سبك این ها خطرناك است و ما تضمین آسیب دیدگی و  چه و چه را نمی كنیم .می گفتند این ها (كانونی ها) خودشان هم اذعان دارند كه سبك شان خطر ناك است و ...

آیا شما هم دفاع می كردید؟

صدا و سیما كه با آن ها بود.از دو ساعت قبل از حضور آقایان زیر نویس می رفتند كه فلان كس میهمان برنامه است. اگر سوال دارید بپرسید. تا برنامه شروع می شد، مجری می گفت: خوب سلام آقای [پ] از كانون تكواندوكاران كه این روزها خیلی سرو صدا به پا كرده است چه خبر؟! او هم شروع می كرد به تخریب. بعد چند نفر زنگ می زدند و سوال های هماهنگ شده می پرسیدند.

این ها مربوط به چه سالی است.

سال ۱۳۸۲ بود. آقایان به طور منظم در هر ۶شبكه سیماحاضر بودند. تمام فیلم هایشان را داریم .رادیو هم جای خود را داشت.

اعتراض نكردید؟

نامه می زدیم . پی گیری می كردیم اما ترتیب اثر نمی دادند. در روزنامه ها دفاع می كردیم. تمامی تشكل های ما مستقل است و در طول این سال ها به احدی اجازه دخالت نداده و نخواهیم داد.

ادامه دارد...

منبع:

پایگاه اینترنتی انجمن صنفی کانون تکواندوکاران ایران





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 30 مرداد 1396 09:27 ق.ظ
Hi there, I read your new stuff daily. Your humoristic style is awesome, keep up the good
work!
چهارشنبه 11 مرداد 1396 04:07 ب.ظ
I have read so many articles on the topic of the blogger lovers but this post is really a pleasant piece of writing,
keep it up.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر